
اضطراب وزن در کودکان؛ وقتی ترازوی خانگی اشتهای کودک را از بین میبرد
وزنکشی روزانه، مقایسه کودک با همسالان و فشار هنگام غذا خوردن چگونه بدغذایی را تشدید میکند؟ با نشانههای واقعی کمبود وزن و اهمیت نمودار رشد آشنا شوید.
بیرحمی ترازوی خانگی: وقتی اضطراب وزن، اشتهای کودک را از بین میبرد.
شنبه دو هفته پیش بود که «مریم» وارد مطب من شد. چشمان خسته و مضطربش اولین چیزی بود که جلب توجه میکرد. در یک دستش دفترچهای همراه با یک خودکاربود و در دست دیگرش دست «آراد»، پسر دو سال و نیمهاش را گرفته بود.
آراد با کنجکاوی و شیطنت به اسباببازیهای روی میز من نگاه میکرد و از نظر فیزیکی، کاملاً پرانرژی و سرحال به نظر میرسید.
مریم بدون اینکه بنشیند، با استرس زیادی دفترچه را روی میز من گذاشت و با صدایی لرزان گفت: «خانم دکتر، دیگر نمیدانم چه کار کنم.خسته شدم. آراد نابود شد! کل وزن او 10.8 kg است. پسرخواهر من همسن اوست اما وزن او 14.5kg است. آراد هر روز دارد آب میشود!»
وقتی مریم دفترچه را باز کرد، با فاجعهای مواجه شدم که روزانه در خانههای بسیاری از کودکان بدغذا رخ میدهد: جدول اندازه گیری وزن روزانه! مریم هر روز صبح آراد را روی ترازوی دیجیتالی که خریده بود میبرد و تغییرات حتی 20 g وزن او را یادداشت میکرد و بر اساس آن، میزان شادی یا افسردگی خانواده در آن روز تعیین میشد!
باورهای غلطی که مریم و بسیاری از مادران دارند.
به عنوان یک متخصص کودکان، بارها با این سه باور غلط که مریم هم به شدت به آنها معتقد بود، روبرو شدهام:
• چاقی مساوی با سلامتی است: در فرهنگ ما، کودک تپل و لپکشیدنی مظهر سلامت و مادر خوبی بودن تلقی میشود. در حالی که از نظر پزشکی، چاقی در کودکی زمینهساز بیماریهای متابولیک و قلبی عروقی در بزرگسالی است و آنچه اهمیت دارد، «رشد متناسب» است، نه تپلی بودن.
• مقایسه وزن با همسالان: مریم دائم آراد را با پسرخالهاش مقایسه میکرد. این بزرگترین خطای شناختی است. ژنتیک، تغذیه ، محیط، قد بدو تولد و ساختار بدنی هر کودک با دیگری متفاوت است. رشد یک کودک فقط باید با «نمودار رشد اختصاصی خودش» سنجیده شود.
• اندازه گیری وزن روزانه: نوسانات وزن در طول روز به دلیل تغییرات حجم آب بدن، دفع و زمان صرف غذا کاملاً طبیعی است. وزنکشی روزانه هیچ ارزش بالینی ندارد و تنها کارکرد آن، تزریق هورمون استرس (کورتیزول) به مادر و سپس انتقال استرس سر سفره به کودک است.
اشتباهات مهلکی که در خانه رخ میداد
مریم از روی حس مادرانگی و ترس از گرسنگی آراد، دست به رفتارهایی زده بود که خودش ریشه اصلی لجبازی کودک بودند:
• تغذیه با تبلت (باجدهی): چون آراد با قاشق اول امتناع میکرد، مریم سریع تبلت را روشن میکرد تا آراد در حالت حواس پرتی و بدون ثبت حسی دهان یعنی بدون درگیری حس های داخل دهان (Oral Sensory Registration) غذا را قورت دهد.
• بازی در نقش سر آشپز سفارشی: اگر آراد ناهار را رد میکرد، مریم سریعاً پلوخورشت را برمیداشت و برای او سیبزمینی سرخکرده یا بستنی میآورد تا «فقط شکمش خالی نماند». با این کار، مریم ناخواسته رفتار امتناع آراد را پاداش میداد.
• ریزهخواری مداوم (Nutritional Grazing): به دلیل ترس از افت قند، کل روز با پفک، بیسکویت یا شیر به دنبال آراد میدوید.یا با خودش میگفت؛ حالا که غذا نخورده بهش شیر بدم که گرسنه نمونه . شیر از هیچی بهتره...و این کار مانع از ترشح هورمون گرسنگی (گرلین) سر وعده اصلی میشد.
وقتی واقعیت بالینی، اضطراب را از بین میبرد
آراد را روی ترازوی مطب بردم و وزن و قدش را اندازه گرفتم. سپس نمودار رشد او را از بدو تولد تا امروز بررسی کردم. به مریم نشان دادم که آراد از 6 ماهگی تا امروز، به طور مداوم و منظم روی صدک 15th منحنی رشد حرکت کرده است.
به مریم گفتم: «ببین مامان گلم ، آراد هرگز قرار نبوده یک کودک روی صدک 90th باشد. او مسیر ژنتیکی خودش را به زیبایی و درستی طی کرده است. او فعال است، تماس چشمی عالی دارد، مهارتهای حرکتیاش بینظیر است و بدنش دارد به خوبی کار میکند. ترازوی خانگی را در کمد بگذار و قفل کن!»
این ویدیو یوتیوب تفسیر منحنی رشد رو بصورت کامل توضیح دادم.
چه زمانی باید موضوع کمبود وزن را واقعاً جدی گرفت؟ (زنگ خطرهای بالینی)
به عنوان یک متخصص کودکان و فلوشیپ تغذیه کودکان، به مریم و تمام والدین آموزش میدهم که در این شرایط، بدغذایی دیگر یک چالش رفتاری ساده نیست و نیاز به مداخله جدی پزشکی دارد:
• سقوط صدکهای رشد (Growth Faltering): اگر کودک به طور ناگهانی از صدک همیشگی خود (مثلاً از صدک 50th به صدک 10th یا کمتر) سقوط کند.
• علائم گوارشی: وجود رفلاکس شدید، استفراغهای مکرر، اسهال یا یبوست مزمن، و یا دردهای شکمی حین غذا خوردن.
• عقبماندگی حرکتی و کلامی: اگر کمبود وزن با تاخیر در راه رفتن، حرف زدن یا بیحالی و ضعف مفرط کودک همراه باشد.
• افت تنوع غذایی به زیر ۲۰ تا ۳۰ قلم: اگر کودک به قدری محدود شده که خطر سوءتغذیه شدید و کمبود ریزمغذیها و ویتامینها وجود دارد.
آراد هیچکدام از این علائم هشدار را نداشت. مریم بعد از دیدن نمودار رشد و درک مفهوم «فنجان حسی» (که در این مقاله توضیح دادم.) و «قانون تقسیم مسئولیتها (DOR)»، با چشمان اشکبار اما اینبار از روی آسودگی، مطب را ترک کرد. او قول داد ترازو را جمع کند و سر سفره، آرامش را جایگزین فشار کند.
تهیه و تنظیم: دکتر بهاره ایمانی
متخصص کودکان و نوزادان
فلوشیپ تغذیه کودکان از استرالیا
لطفا وارد شوید تا نظر دهید
افزودن نظر
دیدگاه