
بدغذایی در کودکان
بدغذایی کودکان یکی از نگرانیهای رایج والدین است. در این مقاله با علتهای بدغذایی کودک، نقش عوامل ژنتیکی و محیطی و راهکارهای علمی برای افزایش پذیرش غذا آشنا شوید.
بدغذایی در کودکان
مقدمه
اگرچه هنوز تعریف ثابت و مشخصی برای «بدغذایی» وجود ندارد، این اصطلاح معمولاً برای توصیف کودکانی استفاده میشود که مقدار محدودی غذا مصرف میکنند، ترجیحات غذایی مشخص و محدود دارند، مصرف برخی غذاها (بهخصوص سبزیجات) در آنها کمتر است و تمایلی به امتحان کردن غذاهای جدید ندارند.
بدغذایی یک مشکل رفتاری نسبتاً شایع در دوران کودکی محسوب میشود. مطالعات اخیر نشان دادهاند که بدغذایی کودکان ارتباط مستقیمی با اختلالات خوردن ندارد و معمولاً تأثیر قابل توجهی بر رشد کودک نمیگذارد.
شیوع بدغذایی در کودکان
تعیین میزان شیوع بدغذایی در کودکان دشوار است، زیرا هنوز یک تعریف جهانی و پذیرفتهشده برای آن وجود ندارد.
در یک مطالعه که روی ۴۰۱۸ کودک در کشور هلند انجام شد، مشخص شد که:
در سن ۱۸ ماهگی، حدود ۲۶.۵ درصد کودکان رفتارهای بدغذایی داشتند.
در سن ۳ سالگی، این میزان به ۲۷.۶ درصد رسید.
در سن ۶ سالگی، میزان بدغذایی به ۱۳.۲ درصد کاهش پیدا کرد.
نتایج این مطالعه نشان میدهد که بدغذایی در بسیاری از کودکان یک رفتار موقتی است و میتواند بخشی از روند طبیعی رشد در سالهای پیش از دبستان باشد.
علتهای بدغذایی کودکان
عوامل محیطی نقش مهمی در شکلگیری ذائقه و ترجیحات غذایی کودکان دارند.
طعمهایی که از ترکیبات معطر موجود در غذاهای مصرفشده توسط مادر ایجاد میشوند، میتوانند از طریق مایع آمنیوتیک دوران بارداری و همچنین شیر مادر به کودک منتقل شوند. این تجربههای اولیه طعم، تأثیر قابل توجهی بر پذیرش غذاها و علاقه کودک به طعمهای مختلف در سالهای بعدی زندگی دارند.
برای مثال، در یک مطالعه مشخص شد نوزادانی که مادرانشان در سه ماهه آخر بارداری آب هویج مصرف کرده بودند، نسبت به نوزادانی که مادرشان آب هویج یا هویج مصرف نکرده بود، علاقه بیشتری به غلات با طعم هویج نشان دادند.
شیر مادر نیز حاوی طعمهایی است که بازتابی از غذاهای مصرفشده توسط مادر شیرده است. تنوع غذایی مادر در دوران شیردهی باعث میشود کودک با طعمهای بیشتری آشنا شود و این موضوع میتواند توضیح دهد چرا برخی کودکان شیرخوار که با شیر مادر تغذیه شدهاند، تمایل بیشتری به امتحان غذاهای جدید دارند.
نقش ژنتیک در بدغذایی
علاوه بر عوامل محیطی، ژنتیک نیز در بدغذایی کودکان نقش دارد.
نوزادان به صورت طبیعی علاقه بیشتری به طعم شیرین نشان میدهند. در مقابل، طعم تلخ معمولاً به صورت ذاتی برای کودکان ناخوشایند است؛ زیرا بسیاری از ترکیبات تلخ در طبیعت میتوانند سمی باشند و این واکنش ممکن است یک مکانیسم محافظتی در بدن باشد.
این ترجیحات ذاتی ممکن است باعث شوند کودک در پذیرش بعضی غذاها مقاومت بیشتری نشان دهد.
همچنین مطالعات روی دوقلوها نشان دادهاند که ترس یا بیعلاقگی نسبت به امتحان غذاهای جدید (Food Neophobia) میتواند تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی باشد. به این معنا که مقاومت کودک در برابر غذاهای جدید همیشه به رفتار والدین مربوط نیست و ممکن است بخشی از ویژگیهای فردی کودک باشد.
افزایش پذیرش غذا در کودکان
روشهای مختلفی وجود دارد که میتوان از طریق آنها پذیرش غذاهای مختلف را در کودکان افزایش داد.
به مادران (بهخصوص مادرانی که قصد شیردهی ندارند) توصیه میشود در دوران بارداری از انواع مختلف غذاها استفاده کنند و سپس کودک را از سنین پایین با طیف متنوعی از غذاها آشنا کنند. این آشنایی زودهنگام با طعمها میتواند به کودک کمک کند در آینده غذاهای بیشتری را بپذیرد.
کودکان هنگام مواجهه با غذاهای جدید ممکن است رفتارهای طبیعی اکتشافی از خود نشان دهند.
برای مثال ممکن است کودک:
غذا را لمس کند،
آن را بو کند،
با آن بازی کند،
غذا را داخل دهان خود بگذارد،
و سپس آن را بیرون بیاورد،
قبل از اینکه آمادگی داشته باشد آن غذا را بچشد و ببلعد.
این رفتارها نشانه بدرفتاری کودک نیستند؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی شناخت غذا و ایجاد احساس امنیت نسبت به غذاهای جدید هستند.
اهمیت تکرار در معرفی غذاهای جدید
تحقیقات نشان دادهاند که قرار گرفتن مکرر کودک در معرض یک غذا و مشاهده رفتارهای غذایی مناسب، بدون استفاده از زور و اجبار، میتواند باعث افزایش پذیرش آن غذا شود.
بسیاری از والدین تصور میکنند اگر کودک یک یا دو بار غذایی را رد کرد، یعنی آن غذا را دوست ندارد؛ اما کودکان معمولاً برای پذیرفتن یک غذای جدید به چندین بار تجربه نیاز دارند.
در یک مطالعه روی ۳۰۲۲ نوزاد، مشخص شد بسیاری از مراقبان کودک نمیدانستند که نوزادان و کودکان نوپا ممکن است برای پذیرش یک غذای خاص، نیاز به ۸ تا ۱۵ بار مواجهه با آن غذا داشته باشند.
بنابراین رد کردن یک غذا در دفعات اول، به معنی عدم علاقه دائمی کودک به آن غذا نیست.
چگونه کودک را به خوردن غذاهای سالم علاقهمند کنیم؟
پذیرش غذاهایی که معمولاً کودکان کمتر دوست دارند، مانند میوهها و سبزیجات سرشار از مواد مغذی، میتواند با روشهای ساده افزایش پیدا کند.
یکی از روشهای مؤثر این است که مقدار بسیار کمی از غذاهای جدید یا غذاهایی که کودک قبلاً نپذیرفته است، به او ارائه شود. این کار به کودک اجازه میدهد بدون احساس فشار، به مرور با آن غذا آشنا شود.
نقش خانواده در پذیرش غذا
کودکان زمانی که میبینند افراد اطرافشان همان غذا را مصرف میکنند، راحتتر آن غذا را میپذیرند.
رفتار والدین و اعضای خانواده میتواند به عنوان یک الگو برای کودک عمل کند. وقتی کودک مشاهده کند که والدین از خوردن یک غذا لذت میبرند، احتمال علاقهمند شدن او به آن غذا بیشتر میشود.
به همین دلیل، وعدههای غذایی خانوادگی میتوانند نقش مهمی در شکلگیری عادات غذایی سالم کودک داشته باشند.
تشویق کودک برای امتحان کردن غذاهای جدید
تشویق کردن کودک زمانی که یک غذای جدید را امتحان میکند، میتواند باعث افزایش پذیرش غذا شود.
برای مثال:
تعریف کردن از تلاش کودک،
تشویق کلامی،
یا دادن پاداشهای کوچک مانند برچسبهای کودکانه،
میتواند مفید باشد.
البته بهتر است از پاداشهای خوراکی مانند شیرینی یا تنقلات به عنوان جایزه استفاده نشود؛ زیرا ممکن است ارزش غذاهای سالم کاهش پیدا کند.
آیا استفاده از جایزه باعث کاهش انگیزه کودک میشود؟
برخی پژوهشگران معتقدند که دادن پاداش برای انجام یک کار ممکن است انگیزه درونی کودک را کاهش دهد.
با این حال، این موضوع بیشتر درباره فعالیتهایی صدق میکند که کودک به طور طبیعی به آنها علاقه دارد.
بسیاری از کودکانی که به عنوان «بدغذا» شناخته میشوند، علاقه زیادی به خوردن میوهها و سبزیجات ندارند؛ بنابراین در این شرایط، استفاده از تشویقهای کوچک برای کمک به تجربه غذاهای جدید میتواند مفید باشد.
بررسی تفاوت بدغذایی طبیعی با مشکلات دیگر
اگرچه بسیاری از کودکان به صورت طبیعی رفتارهای بدغذایی نشان میدهند، اما برخی مشکلات دیگر نیز ممکن است علائمی شبیه بدغذایی ایجاد کنند. به همین دلیل، هنگام ارزیابی کودک باید علتهای احتمالی دیگر نیز در نظر گرفته شوند.
گاهی اوقات کودک به دلیل یک مشکل جسمی از خوردن بعضی غذاها خودداری میکند و این موضوع ممکن است با بدغذایی اشتباه گرفته شود.
حساسیت غذایی و عدم تحمل مواد غذایی
برخی مشکلات مانند عدم تحمل لاکتوز یا حساسیتهای غذایی میتوانند باعث شوند کودک از خوردن غذاهای خاصی امتناع کند.
علائمی که ممکن است همراه این مشکلات دیده شوند عبارتاند از:
رشد ناکافی یا وزنگیری نامناسب
خارش یا ناراحتی در دهان
درد شکم
استفراغ
اسهال
امتناع از خوردن برخی غذاهای خاص
در چنین شرایطی، لازم است علت اصلی توسط پزشک بررسی شود؛ زیرا ممکن است مشکل کودک فقط یک رفتار غذایی نباشد.
بیماری رفلاکس معده به مری و ارتباط آن با غذا نخوردن
بیماری رفلاکس معده به مری (GERD) نیز میتواند باعث شود کودک از خوردن بعضی غذاها خودداری کند.
کودکانی که رفلاکس دارند ممکن است:
احساس سوزش یا ناراحتی داشته باشند،
دچار استفراغ شوند،
یا غذا خوردن را با تجربه ناخوشایند مرتبط کنند.
در نتیجه، کودک ممکن است برای جلوگیری از این احساس ناخوشایند، از خوردن برخی غذاها یا حتی غذا خوردن به طور کلی خودداری کند.
حساسیت دهانی و مشکلات مرتبط با بافت غذا
برخی کودکان حساسیت بیشتری در ناحیه دهان دارند.
این کودکان ممکن است هنگام تجربه غذاهای مختلف، احساسات غیرعادی یا ناخوشایندی داشته باشند و به همین دلیل نسبت به بعضی غذاها واکنش منفی نشان دهند.
برای مثال ممکن است کودک:
بافت بعضی غذاها را تحمل نکند،
از غذاهای جدید دوری کند،
یا هنگام خوردن غذا ناراحت شود.
این شرایط نیز میتواند شبیه بدغذایی به نظر برسد، اما نیاز به بررسی دقیقتر دارد.
نتیجهگیری
بدغذایی یک مشکل رفتاری نسبتاً شایع در دوران کودکی است که بسیاری از کودکان در نهایت آن را پشت سر میگذارند.
ریشههای بدغذایی میتواند ترکیبی از عوامل مختلف باشد؛ از جمله:
عوامل محیطی،
تجربههای غذایی اولیه،
و ویژگیهای ژنتیکی کودک.
از دیدگاه تکاملی، تمایل کودک به دوری از غذاهای جدید ممکن است یک مکانیسم محافظتی باشد که از کودک در برابر مصرف مواد بالقوه مضر محافظت میکند.
افزایش تجربه کودک با طعمهای مختلف از دوران بارداری و نوزادی، چه به صورت مستقیم و چه از طریق شیر مادر، ممکن است به کاهش بدغذایی کمک کند.
همچنین معرفی مکرر غذاهای جدید، بدون استفاده از فشار و اجبار، در محیطی آرام، شاد و مثبت میتواند باعث افزایش پذیرش غذا شود.
مهمترین نکته برای والدین
صبر، زمان و تکرار، سه عامل مهم در کمک به کودک بدغذا هستند.
والدین باید بدانند که بسیاری از کودکان برای پذیرفتن غذاهای جدید به زمان نیاز دارند و رد کردن یک غذا در چند بار اول، به معنی عدم علاقه دائمی کودک نیست.
متخصصان سلامت باید پس از بررسی علتهای قابل درمان، به والدینی که درباره بدغذایی کودک خود نگرانی دارند، آموزش و اطمینان لازم را ارائه دهند.
آموزش والدین اهمیت زیادی دارد، بهخصوص برای خانوادههایی که در آینده قصد داشتن فرزند دیگری دارند؛ زیرا تجربههای غذایی اولیه میتواند در شکلگیری عادات غذایی کودکان نقش مهمی داشته باشد.
لطفا وارد شوید تا نظر دهید
افزودن نظر
دیدگاه